عبدالله مستوفى
228
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
در نهايت ظرافت و زيبائى و قدمت است و از كل دنيا براى تماشاى آن ميآيند . قدرى هم در مغازهء لوور گردش كرديم ، تمام لوازم زندگى از نقاشى و كتابفروشى و خياطى تا كوزه - فروشى ، هريك ، در اين مغازه شعبهاى دارد كه هركس هر حاجتى داشته باشد ، ميتواند در اين مغازه رفع نمايد . در شعبهء فرش آن قاليهاى عالى ايرانى هم داشت كه بمعرض فروش گذاشته بودند . اينجور مغازه در تمام پايتختهاى اروپا هست و پاريس چندتائى از آنها دارد كه بزرگتر از همه همين مغازه است . فروشندههاى اين مغازه همه زن و دخترند كه پشت بساطها ايستاده مشغول فروشند . خريدار به اين مغازه آمده ، خريد مىكند و اگر نخواهد خود همراه ببرد ، نشانى منزل خود را به فروشنده ميدهد و در همانروز با سهچرخههاى دستى ، بوسيلهء حمالهاى خود مغازه ، به منزل او ميفرستند . شايد روزى يكى دو ميليون فرانك فروش اين مغازه است كه همه را در همانروز ، بدون اندك پسوپيش و كسرونكسى ، بمقصدها ميرسانند . كافهء ارمونوويل كافهء ارمونوويل در اينروزها شيكترين رستورانهاى بوادوبولونى است كه تا پاريس چند كيلومترى فاصله دارد . غذاى آن مثل رستورانهاى درجه اول عالى و اثاثيه و تزيينات آن در منتهى درجهء سليقه مىباشد . در بوادوبولنى نظير اين كافه چندتائى هست كه هريك در نوبت خود درجه اول بوده و بعد از مد افتاده در درجهء دوم قرار گرفتهاند . از جمله كافهء شينوا كه ظاهر عمارت آن تقليد عمارتهاى چينى است . استفادهء من از مرخصى روز هشتم ورود ما بود كه مشير الملك براى استراحت و خوردن آب معدنى به اسپا رفتند . هيئت سفارت كبراى فوق العاده ، مثل اينكه ميخواهيم پاريس را ترك بگوئيم ، با كالسكههاى دولتى از اليرهپالاس هتل بگار رفتيم . رئيس تشريفات وزارت خارجه هم بود . با سفير كبير وداع كرده ايشان با عباس خان به سمت اسپا رفتند و ما برگشتيم . من قبلا با گاژ خودم را باسپلانديد هتل نقل كرده بودم . در مراجعت ، دم اين هتل از آقاى رئيس تشريفات كه با ايشان در يك كالسكه نشسته بوديم ، خداحافظى كرده به منزل جديد وارد شدم . چنان كه ميدانيم ميرزا على اكبر خان هم در همين هتل و در يك طبقه پائينتر منزل دارد . اطاق من تختخواب چوب بلوط و فرش فرنگى و قفسه و كمد و روشوئى و پنجرهاى به سمت ميدان آركروترى يمف دارد . اين اطاق را به روزى ده فرانك گرفتهام و فرانك در اينوقت دو قران و نيم پول ايران ميارزيد و هشت تاى آن با يك استرلينگ طلا مبادله ميشد . در اين هتل اگر كسى بخواهد غذا بخورد ، بايد قبلا سفارش دهد و طورى نيست كه رستوران خارج و داخل هم داشته باشد بلكه محل سكنائى است كه در آن خانوادهها و مردمان با حيثيت و اكثر خارجىها منزل ميكنند . خوشهوا و بىسروصدا و آرام و محل استراحت است و رفتوآمدهاى هتلهاى ديگر را ندارد . چاى صبح را ميتوان در اين هتل خورد و براى باقى غذاها ، بايد قبلا سفارش داد يا بخارج رفت . ماشق اخير را اختيار كرديم